شمس سراج عفيف
519
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
فهرست اشعار آراستهء به رأى و تدبير * در كار نكرده هيچ تقصير ، 66 . آرند يكى و ديگرى بربايند * بر هيچكس اين راز همى نگشايند ، 326 . مآرى به يقين حلالخوارى * در كار امين و راستكارى ، 66 . آمد گه آنكه بوى گلزار * منسوخ كند گلاب عطار ، 240 . آنچه وقتم بود كان خوش عهد با ما يار بود * اين متاع درد را در كوى او بازار بود ، 293 . آن روى نكو چو رخ نمايد * هركار كه بسته شد گشايد ، 63 . آن سر كه به ملك بود پرباد * در پاش به مرض زار افتاد ، 424 . آن شير شكار و شيرافكن * كردست شكار فيل كهتن ، 169 . آنچه درو هست چو بيند كسى * ياد كند از من مسكين بسى ، 314 . آن را كه خدا از قلم لطف نگارد * شايد كه به خود زحمت مشاطه نيارد ، 82 . آن را كه بدادند بدادند و بدادند * و آن را كه ندادند ندادند و ندادند ، 178 . آنكه بر منهج تكبر رفت * تا ابد در غم و پشيمانىست ، 229 . آنها كه به جاى ما بديها كردند * گر دست رسد به جز نكوئى نكنم ، 24 . آورد چو عزم در فرودست * كردست سپاه شمس دين پست ، 118 . آورده به ضبط ربع مسكون * گنجينه فزون ز گنج قارون ، 508 . آورده همه برابر خويش * گنجينه بداديش ز حد بيش ، 253 . ارضى كه گهى نگشته احيا * باغات بگشت و كشت آنجا ، 131 . از احمد خسته بشنو اين زمزمه را * مر مردان را سماع چون معراج بود ، 85 . از بس كه دو ديده در خيالت دارم * در هرچه نگه كنم توئى پندارم ، 279 . از تتار خسته بالله العظيم * نيست جرمى بىسبب رنجيدهاى ، 390 . از خدا ترسم و از غير نترسم به خدا * كه نه من بندهء غيرم نه خداى دگرست ، 444 . از گرگ و گوزن و گور نخجير * جز شير نزد به ديگرى تير ، 328 . از گناه خويش سوزانى همى ترسى و ليك * با كريمى كار دارى غم مخور مردانه باش ، 343 . از لطف تو هيچ بنده نوميد نشد * مقبول تو جز مقبل جاويد نشد ، 312 . از ماست رسيده اينكه بر ماست * اندوه خورم چه سود بر ماست ، 67 . ازو بسته نقشى بهر خانهاى * رسيده بهر كشور افسانهاى ، 91 . اصحاب نفوس را حرام است حرام * ارباب قلوب را حلال است حلال ، 85 . اقبال كند چو رهنمائى * هرسو كه روى فرح بيائى ، 63 ، 163 .